دو سرمایه‌ی گمشده
تحلیل داده‌های رسمی مرکز آمار ایران · شهریور ۱۴۰۵

ایران هم‌زمان دو سرمایه‌ی انسانی را از دست می‌دهد

یکی را که هنوز به دنیا نیامده — ولادت در نُه سال ۴۲٪ سقوط کرده و نسل‌های کوچک‌تر آینده از هم‌اکنون قطعی شده‌اند. و دیگری را که آموزش داده اما به کار نگرفته — زنان ۵۱.۹٪ دانشجویان کشورند و تنها ۱۴.۹٪ شاغلان. میان این دو، بازار کاری ایستاده که آمار رسمی‌اش بهبود نشان می‌دهد، اما این تحلیل نشان می‌دهد آن بهبود واقعی نیست.

نرخ بیکاری رسمی، ۱۳۹۵ ← ۱۴۰۴
12.4% → 7.5%
به‌ظاهر بهترین کارنامه‌ی یک دهه
نسبت اشتغال در همان بازه
37.8% → 37.5%
بی‌تغییر. هیچ سهم بیشتری از جمعیت شاغل نشد
کسری نیروی کار سناریو
2.6M
نفر کمتر از حالتی که مشارکت در سطح اوج ۱۳۹۷ مانده بود — نه شمارش افراد خارج‌شده
تغییر تعداد طلاق در نُه سال
+0.2%
«بحران طلاق» در داده دیده نمی‌شود
افت ازدواج در همان نُه سال
−38.7%
محرک حسابداریِ نسبت طلاق، و پیش‌نگرِ ولادت
۰ پیش‌شرط ۶ خطا یافت شد

پیش از تحلیل: آیا می‌شود به این داده اعتماد کرد؟

هر جدول در برابر چهار آزمون سنجیده شد: جمع‌پذیری درونی، تطبیق بین‌جدولی، اعتبار دامنه، و هویت‌های منطقی. نتیجه دو بخش دارد — و هر دو مهم‌اند.

هسته‌ی بازار کار: قبولی کامل

نرخ‌های منتشرشده در برابر بازتولید از ارقام خام

نرخ مشارکت، نرخ بیکاری و نسبت اشتغال از جدول جمعیت فعال/شاغل/بیکار بازتولید شدند. حداکثر اختلاف: ۰.۰۵ واحد درصد.

هویت نسبت اشتغال = مشارکت × (۱ − بیکاری) نیز در هر پنج برش (کل، مرد، زن، شهری، روستایی) برقرار است.

یعنی جداول بازار کار از نظر داخلی سازگارند و می‌توان بر آن‌ها تحلیل بنا کرد.

فایل رسمی: شش خطای واقعی

روش تشخیص، و اثرش بر نتایج

وقتی یک «کل» منتشرشده روی یک محور می‌خواند و روی محور دیگر نه، خطا در همان سلول ناسازگار موضعیت می‌یابد و مقدار درست قابل بازسازی است.

پنج خطای نخست در برش‌های تفکیکی‌اند، نه در «کل»ها. چون روندهای این گزارش روی کل‌ها بنا شده‌اند، جهت و بزرگی هیچ‌کدام تغییر نمی‌کند — اما استناد به ارقام تفکیکی فایل بدون راستی‌آزمایی خطاست.

تصحیح خودِ ممیزی: بازبینی دوم نشان داد ادعای اولیه‌ی ما — «هر کل منتشرشده دست‌کم روی یک محور می‌خواند» — برای یک سلول نادرست بود. «کل» فوت ۱۳۹۵ روی هیچ محوری نمی‌خواند (ردیف ششم). اثرش ۰.۰۳٪ و ناچیز است، اما ادعای ممیزی باید دقیق باشد.

جدولناسازگاریچاپ‌شدهبازسازی‌شدهالگوی خطا
ولادت ۱۳۹۵ پسر + دختر ۲۰٬۰۰۰ کمتر از کل؛ شهری + روستایی دقیقاً برابر کل 766,142 786,142 جایگزینی رقم ۸ ← ۶
فوت ۱۳۹۵ نسبت مرد/زن ۰.۷۷۸ در برابر ۱.۲۲ تا ۱.۳۱ در همه‌ی سال‌های دیگر مرد 161,774 مرد 207,884 ترانهادگی ستون
فوت ۱۳۹۵ بازبینی دوم هر دو تفکیک روی ۳۶۹٬۶۵۸ توافق دارند؛ تنها «کل» منتشرشده متفاوت است — این سلول روی هیچ‌کدام از دو محور نمی‌خواند 369,751 369,658 خطای جمع ۹۳ نفری (۰.۰۳٪)
فوت تابستان ۱۴۰۴ شهری + روستایی ۲٬۰۰۰ بیشتر از کل؛ مرد + زن برابر کل 91,141 89,141 جایگزینی رقم
فوت زمستان ۱۴۰۴ فوت شهری ۸ برابر کل کشور — ناممکن منطقی 908,866 89,866 درج رقم اضافه
دانش‌آموزان ۱۴۰۱-۰۲ پسر + دختر ۲۷۰٬۰۰۰ بیشتر از کل؛ رقم دختران روند محلی را می‌شکند 8,524,006 8,254,006 ترانهادگی ۲ ↔ ۵
۱ بحرانی اطمینان بالا

کاهش بیکاری یک توهم آماری است

نرخ بیکاری از ۱۲.۴٪ به ۷.۵٪ رسیده. اگر تنها به این عدد نگاه کنیم، بازار کار ایران یکی از بهترین دهه‌های خود را گذرانده است. اما یک شاخص دیگر در همان جدول، این روایت را کاملاً وارونه می‌کند.

نرخ بیکاری ۴.۹ واحد پایین آمد، اما سهم جمعیت شاغل حتی ۰.۳ واحد کاهش یافت. وقتی بیکاری کم می‌شود ولی نسبت اشتغال ثابت می‌ماند، یعنی مردم کار پیدا نکرده‌اند — از بازار کار خارج شده‌اند.

بیکاری ۴.۹ واحد افتاد — سهم شاغلان ۰.۳ واحد کم شد

درصد · ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۴ · هر دو از یک جدول واحد

جمعیت فعال با یک‌سوم سرعتِ جمعیت در سن کار رشد کرد

رشد تجمعی ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۴ · درصد

جمعیت در سن کار ۱۱.۱٪ رشد کرد، اما جمعیت فعال تنها ۴.۳٪ — یعنی با یک‌سوم سرعت. اقتصاد فقط ۳۵٪ از رشد جمعیت در سن کار را جذب کرد.

با مشارکت اوج ۱۳۹۷، بیکاری ۱۵.۷٪ می‌بود نه ۷.۵٪

نرخ بیکاری ۱۴۰۴ · درصد · سناریوی خلاف‌واقع، کران بالا

اگر نرخ مشارکت در اوج خود (۴۴.۵٪ در ۱۳۹۷) مانده بود، جمعیت فعال ۱۴۰۴ به‌جای ۲۶.۸ میلیون، ۲۹.۴ میلیون می‌شد — کسری ۲.۶ میلیون نفری. اگر این کسری تماماً بیکار فرض شود، نرخ بیکاری ۱۵.۷٪ می‌شد.

این یک سناریوست، نه شمارش. ۲.۶ میلیون، فاصله‌ی جمعیت فعال واقعی تا یک فرض است؛ هیچ ۲.۶ میلیون فردِ مشخصی شناسایی نشده که بازار کار را ترک کرده باشد. بخشی از این فاصله تغییر ترکیب سنی جمعیت است (سالمندی)، بخشی ادامه‌ی تحصیل، و بخشی ناامیدی از یافتن کار — و داده‌ی موجود سهم هرکدام را تفکیک نمی‌کند. ۱۵.۷٪ کران بالاست: رقم واقعی بین ۷.۵٪ و ۱۵.۷٪ است.

بیکاری ۱۵ تا ۲۴ ساله‌ها ۲.۷ برابر میانگین کشوری است

درصد · میانگین کشوری در برابر گروه‌های جوان

میانگین کشوری ۷.۵٪ است، اما برای گروه ۱۵ تا ۲۴ ساله ۲۰.۳٪ — ۲.۷ برابر میانگین. حتی گروه ۱۸ تا ۳۵ ساله، که بخش عمده‌ی نیروی کار اصلی کشور است، نرخ ۱۵.۰٪ دارد. عدد کلی، دشواری ورود اولیه به بازار کار را پنهان می‌کند — و همین گروه است که تشکیل خانواده را به تعویق می‌اندازد.

چرا این اتفاق می‌افتد؟ نرخ بیکاری کسری است که مخرجش «جمعیت فعال» است، نه کل جمعیت در سن کار. وقتی فردی از جست‌وجوی کار ناامید می‌شود و از بازار خارج می‌شود، هم‌زمان از صورت و مخرج کسر حذف می‌شود — و نرخ بیکاری پایین می‌آید بدون آنکه حتی یک شغل ایجاد شده باشد.

پس چه باید کرد؟ نسبت اشتغال — نه نرخ بیکاری — باید شاخص رسمی پایش سیاست اشتغال باشد؛ تنها این شاخص در برابر خروج از بازار کار مصون است. هر گزارش از بهبود بازار کار باید نرخ مشارکت را هم‌زمان منتشر کند.

۲ بحرانی اطمینان بالا

بزرگ‌ترین ظرفیت استفاده‌نشده کشور

زنان اکثریت دانشگاه‌های ایران را در اختیار گرفته‌اند. در بازار کار تقریباً غایب‌اند. سه برش هم‌زمان از سه جمعیت متفاوت، اندازه‌ی این شکاف را نشان می‌دهد.

زنان ۵۱.۹٪ دانشگاه‌اند و ۱۴.۹٪ شاغلان

سهم زنان · مقایسه‌ی مقطعی سه جمعیت مستقل، نه دنبال‌کردن یک نسل

دانشجویان دانشگاه (۱۴۰۳-۰۴)51.9%
۳.۱ واحد
دانش‌آموختگان (۱۴۰۲-۰۳)48.8%
۳۳.۹ واحد
شاغلان کشور (۱۴۰۴)14.9%

فاصله‌ی سهم زنان میان آموزش عالی و کل اشتغال: ۳۷ واحد درصد. زنان ۴۹.۶٪ جمعیت کشورند و ۱۴.۹٪ شاغلان.

این سه رقم یک نسل را دنبال نمی‌کنند: دانشجویانِ امروز، دانش‌آموختگانِ پارسال، و کلِ شاغلان کشور در همه‌ی سنین و سطوح تحصیلی سه جمعیت متفاوت‌اند. پس ۳۷ واحد، «نرخ ریزش از کلاس درس تا شغل» نیست؛ اندازه‌ی یک نابرابری مقطعی است. سنجش ریزش واقعی به داده‌ی نسلیِ دانش‌آموخته‌به‌اشتغال نیاز دارد که در این فایل وجود ندارد.

مشارکت زنان از اوج ۱۷.۶٪ به ۱۳.۴٪ افتاد و برنگشت

درصد · شکاف ۵۴.۵ واحدی و شوک ۱۳۹۹

مشارکت زنان در ۱۳۹۷ به اوج ۱۷.۶٪ رسید و امروز ۱۳.۴٪ است — از شوک ۱۳۹۹ برنگشته، در حالی که مردان بخش عمده‌ی افت خود را جبران کردند.

اگر این «انتخاب» زنان بود، چرا نرخ بیکاری‌شان ۲.۵ برابر مردان است؟ بیکار بودن یعنی فرد فعالانه در جست‌وجوی کار است. زنانی که وارد بازار می‌شوند با نرخ رد شدنی دو و نیم برابر روبه‌رو می‌شوند — الگویی که با محدودیت سمت تقاضا و عدم‌تطابق فرصت‌های شغلی سازگار است، هرچند ترکیب رشته و شغل، جغرافیا، ساختار سنی و مدت جست‌وجو نیز در آن سهم دارند و داده‌ی تجمیعی موجود سهم هرکدام را تفکیک نمی‌کند.

زنان در پنج رشته از شش رشته اکثریت‌اند — استثنا فنی و مهندسی است

نفر · سال تحصیلی ۱۴۰۳-۰۴ · شاخص ناهمسانی دانکن: ۲۴.۰

زنان در پنج گروه از شش گروه اکثریت دارند. تنها استثنا فنی و مهندسی است (۲۴.۸٪) — که اتفاقاً پیوند مستقیم‌تری با اشتغال صنعتی دارد.

دانش‌آموختگان ۴۳٪ افتادند، اما ثبت‌نام از ۱۳۹۹ برگشته است

شاخص، سال تحصیلی ۱۳۹۴-۹۵ برابر ۱۰۰ · هر دو روی یک محور

شمار سالانه‌ی دانش‌آموختگان از ۷۹۹ هزار به ۴۵۵ هزار رسیده: افت ۴۳٪. کل دانشجویان هم ۱۹.۴٪ کم شده، هرچند از کف ۱۳۹۹-۱۴۰۰ اندکی بازگشته است.

میانگین خالص اشتغال‌زایی کشور در این دوره حدود ۲۵۵ هزار شغل در سال بوده، در برابر ۴۵۵ هزار دانش‌آموخته در آخرین سال. این دو رقم قابل تقسیم بر هم نیستند — اشتغال خالص، جایگزینی بازنشستگان را نشان نمی‌دهد، مشاغل را دانش‌آموختگان و غیردانش‌آموختگان هر دو پر می‌کنند، و داده‌ی موجود سطح تحصیلات شاغلان تازه‌وارد را مشخص نمی‌کند. اما فاصله‌ی میان این دو مقیاس، تصویری از فشار ورودی بر بازار کار می‌دهد.

اما یک نقطه‌ی چرخش در همین نمودار پنهان است. شمار دانشجویان در ۱۳۹۹-۱۴۰۰ به کف رسید و از آن پس ۱۴.۱٪ بازگشته است، در حالی که دانش‌آموختگان هنوز در حال افت‌اند. این دو در تناقض نیستند — یک نسل‌اند که با فاصله‌ی حدود چهار سال دیده می‌شوند.

بازگشت ثبت‌نام یک نشانه‌ی پیش‌نگر است: اگر طول دوره‌ها و نرخ فراغت از تحصیل تقریباً ثابت بماند، افت دانش‌آموختگان باید ظرف چند سال آینده مسطح شود. این یک قطعیت نیست — ثبت‌نام و فراغت دو جمعیت متصل‌نشده‌اند و طول تحصیل و نرخ اتمام می‌تواند تغییر کند — اما خواندن این سری به‌عنوان «سقوط ساختاری تولید تحصیل‌کرده»، خواندن یک سری با وقفه به‌جای یک سری پیشرو است.

مشارکت ۲۰ درصدی زنان، ۲.۲ میلیون نفر به عرضه‌ی نیروی کار اضافه می‌کند

جمعیت فعال زنان · میلیون نفر · سناریو

رساندن مشارکت زنان از ۱۳.۴٪ به تنها ۲۰٪ — که هنوز بسیار پایین‌تر از میانگین منطقه است — حدود ۲.۲ میلیون نفر به نیروی کار اضافه می‌کند.

این رقم با کسری ۲.۶ میلیونیِ سناریوی بخش ۱ هم‌مقیاس است — بزرگ‌ترین ذخیره‌ی نیروی کار کشور همین‌جاست.

اما این عرضه‌ی نیروی کار است، نه اشتغال. ورود ۲.۲ میلیون نفر به بازار، به‌خودی‌خود ۲.۲ میلیون شغل نمی‌سازد؛ بدون تقاضای متناظر، نتیجه‌اش بالا رفتن نرخ بیکاری است. تحقق این ظرفیت به اقدام‌های مکمل وابسته است: ایجاد شغل، دسترسی به مراقبت از کودک، حمل‌ونقل امن، ساعات کاری انعطاف‌پذیر، و رفع موانع استخدامی و شغلی.

۳ بالا اطمینان بالا

فروپاشی زاداری — و اینکه علتش «طلاق» نیست

ولادت‌های ثبت‌شده در نُه سال ۴۱.۶٪ سقوط کرده و افزایش طبیعی جمعیت ۶۱٪. روایت رایج، «افزایش طلاق» را مقصر می‌داند. داده این را به‌صراحت رد می‌کند.

ولادت ۴۱.۶٪ افت کرد؛ فوت ۲۴٪ بالا رفت

هزار مورد در سال · اوج فوت ۱۳۹۹-۱۴۰۰ اثر کروناست

ازدواج ۳۸.۷٪ سقوط کرد؛ طلاق ۰.۲٪ تکان خورد

هزار رویداد در سال

نرخ خام موالید از ۱۸.۴ به ۱۰.۳ در هزار رسید

در هزار نفر جمعیت · مستقل از اندازه‌ی جمعیت

نرخ خام موالید از ۱۸.۴ به ۱۰.۳ در هزار سقوط کرده، در حالی که نرخ خام فوت از ۴.۶ به ۵.۳ رسیده. چون این نرخ‌ها به‌ازای کل جمعیت محاسبه می‌شوند، رشد جمعیت به‌تنهایی نمی‌تواند افت را توضیح دهد: افت پس از تقسیم بر جمعیت هم بزرگ می‌ماند.

اما نرخ خام، ساختار سنی را کنترل نمی‌کند — به‌ویژه تعداد و توزیع سنی زنان در سن باروری. تفکیک «تغییر رفتار باروری» از «تغییر ترکیب جمعیت» به نرخ باروری سنی نیاز دارد که در این فایل موجود نیست. مخرج این نرخ‌ها نیز جمعیتِ پیش‌بینی‌شدهی مرکز آمار است، نه سرشماری.

بعد خانوار از ۵.۲ به ۳.۱۹ نفر رسید و شکاف شهر و روستا بسته شد

نفر · سرشماری‌های ۱۳۳۵ تا ۱۴۰۰

بعد خانوار از ۵.۲ نفر (۱۳۷۰) به ۳.۱۹ نفر (۱۴۰۰) رسیده، و شکاف دیرینه‌ی شهر و روستا تقریباً بسته شده.

پیامد کمتر دیده‌شده: با همان جمعیت ۱۴۰۰، بعد خانوار امروز حدود ۲۶.۳ میلیون خانوار می‌سازد، در حالی که با بعد خانوار ۱۳۳۵ تنها ۱۷.۵ میلیون می‌شد. تقاضای مسکن سریع‌تر از جمعیت رشد می‌کند — حتی وقتی جمعیت از رشد بازمی‌ایستد.

تعداد طلاق در نُه سال ۰.۲٪ تغییر کرده. تمام افزایش «نرخ طلاق» محصول فروپاشی ازدواج است. نسبت طلاق به ازدواج از ۲۵.۷٪ به ۴۲.۰٪ رسید — اما این کسر بالا رفت چون مخرجش فرو ریخت، نه چون صورتش بالا رفت.

اگر تنها طلاق تغییر می‌کرد، نسبت اصلاً تکان نمی‌خورد

درصد · اگر تنها یک طرف حرکت می‌کرد چه می‌شد؟

اگر فقط ازدواج افت می‌کرد و طلاق ثابت می‌ماند، نسبت به ۴۱.۹٪ می‌رسید — یعنی تقریباً تمام حرکت واقعی. اگر فقط طلاق تغییر می‌کرد، نسبت روی ۲۵.۷٪ می‌ماند: هیچ حرکتی.

نرخ طلاق به‌ازای جمعیت هم ۷.۲٪ کاهش یافته است

در هزار نفر جمعیت · اثر رشد جمعیت خنثی شده

آخرین راه دفاع از روایت «بحران طلاق» این است که جمعیت رشد کرده، پس شمار ثابت طلاق یعنی نرخ کمتر. داده این را هم رد می‌کند — اما در جهت مخالف انتظار:

نرخ طلاق به‌ازای هر هزار نفر جمعیت از ۲.۲۶ به ۲.۰۹ کاهش یافته (−۷.۲٪)، در حالی که نرخ ازدواج −۳۴٪ سقوط کرده.

روایت «بحران طلاق» نه در تعداد مطلق دوام می‌آورد، نه در نرخ جمعیت‌تعدیل‌شده.

افت زاداری در شهر و روستا تقریباً یکسان است

درصد تغییر ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۴

تنها ۲.۵ واحد اختلاف، و سهم روستا از کل ولادت‌ها عملاً ثابت (۲۳.۰٪ ← ۲۲.۳٪). این پدیده یکنواخت و ملی است — که توضیح‌های مختص یک محیط (مسکن شهری، مهاجرت روستایی) را به‌عنوان محرک اصلی رد می‌کند.

ازدواج در بهار اوج می‌گیرد؛ ولادت سه فصل بعد

سهم هر فصل از کل سال · درصد

ازدواج شدیدترین الگوی فصلی را دارد: بهار ۲۹.۳٪ سال و زمستان ۲۱.۹٪ — دامنه‌ی ۳۴ درصد. ولادت‌ها در تابستان اوج می‌گیرند، تقریباً سه فصل پس از اوج ازدواج.

پیامد روشی: با این شدت فصلی، مقایسه‌ی ازدواج بین دو فصل متفاوت بی‌معناست. همه‌ی مقایسه‌های فصلی این گزارش، فصل‌به‌فصل مشابه‌اند.

۲۵۳ هزار فوت بیش از روند — و بازگشتی که رخ نداد

هزار مورد · فوت واقعی در برابر روند پیش از ۱۳۹۹

با برازش روند ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۸ (+۲.۰٪ سالانه) و مقایسه با واقعیت، فزونی فوت در ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۱ برابر ۲۵۲٬۹۸۲ نفر است — معادل ۶۵٪ فوت یک سال عادی.

و مهم‌تر: فوت تا ۱۴۰۴ به خط روند برآوردشده‌ی پیش از کرونا بازنگشته است. در ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴ هنوز ۶۲٬۴۵۷ فوت بیش از روند ثبت شده.

سه سال مشاهده برای اعلام یک «سطح دائمی جدید» کافی نیست. سالمندی جمعیت، اثرهای تأخیری سلامت، تغییر ثبت، و حساسیت خودِ مدل روند همگی می‌توانند در این مانده سهم داشته باشند. آنچه داده می‌گوید این است که بازگشتی رخ نداده، نه اینکه بازگشت ناممکن است.

ازدواج، پیش‌نگرِ ولادت است. همبستگی ولادت با ازدواج در وقفه‌ی یک‌ساله r = +۰.۹۵ و دوساله +۰.۹۵ است، در برابر ۰.۸۹ بدون وقفه. کسری تجمعی نسبت به سناریوی ثابت‌ماندن ازدواج در سطح ۱۳۹۵، برای سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۴: حدود ۱.۶ میلیون ازدواج. این یک خط پایه‌ی انتخابی است، نه تعداد ازدواج‌هایی که «باید» رخ می‌داد.

این همبستگی‌ها بر ۸ تا ۱۰ جفت مشاهده استوارند و هر دو سری روندی نزولی دارند — شرایطی که همبستگی سطحی را به‌سادگی بالا نشان می‌دهد. پس از تفاضل‌گیری مرتبه‌ی اول، همبستگی هم‌زمان به −۰.۰۳ می‌افتد و با وقفه‌ی یک‌ساله +۰.۶۶ می‌ماند؛ یعنی الگوی وقفه‌دار پس از حذف روند باقی می‌ماند، اما با این حجم نمونه رابطه‌ی علّی اثبات نمی‌شود.

پس چه باید کرد؟ افت ازدواج یک شاخص پیش‌نگر مهم و یکی از مسیرهای محتملِ مرتبط با افت ولادت است. سیاستی که مستقیماً ولادت را هدف می‌گیرد، دیرتر در این زنجیره وارد می‌شود؛ تشکیل خانواده نقطه‌ی زودتری است، هرچند داده‌ی موجود اثبات نمی‌کند که مداخله در آن به‌تنهایی کارساز است. و شاخص پایش باید تعداد مطلق ازدواج باشد، نه نسبت طلاق به ازدواج که — همان‌طور که دیدیم — گمراه‌کننده است.

۴ بالا اطمینان متوسط — وابسته به فرض روند

در سناریوی مرکزی، رشد طبیعی جمعیت ظرف یک دهه صفر می‌شود

با برون‌یابی روندهای اخیر، تعداد فوت حدود سال ۱۴۱۳ از تعداد ولادت پیشی می‌گیرد — یعنی جمعیت ایران بدون احتساب مهاجرت شروع به کوچک شدن می‌کند. این یک سناریوی روشنگر است، نه پیش‌بینی جمعیتی: مدل، برون‌یابی لگاریتمی-خطیِ دو سری کل است و ساختار سنی، باروری و مرگ‌ومیر سنی، مهاجرت، و بازه‌ی اطمینان آماری را در بر نمی‌گیرد.

حدود سال ۱۴۱۳ فوت از ولادت پیشی می‌گیرد

هزار مورد در سال · خط ممتد: داده‌ی ثبتی · خط‌چین: برون‌یابی روند

در همه‌ی فرض‌های آزموده‌شده، تلاقی ظرف دو دهه رخ می‌دهد

ردیف: روند سالانه ولادت · ستون: روند سالانه فوت

حتی در ملایم‌ترین فرض آزموده‌شده (ولادت ۲٪−، فوت ۱.۵٪+) تلاقی ظرف حدود دو دهه رخ می‌دهد. نتیجه در سراسر این شبکه‌ی فرض‌ها پایدار است؛ آنچه تغییر می‌کند زمان‌بندی است.

با این قید که همه‌ی خانه‌های این شبکه فرض می‌گیرند ولادت کاهشی و فوت افزایشی بماند. توقف یا برگشت هر یک از دو روند — که این مدل آن را نمی‌آزماید — نتیجه را جابه‌جا می‌کند.

یک دام روشی که باید از آن پرهیز کرد

چرا سال‌های ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۱ از برازش کنار گذاشته شدند

سال ۱۴۰۰ اوج تلفات کرونا بود: ۵۴۴٬۵۱۷ فوت در برابر ۳۹۵٬۳۱۹ در ۱۳۹۸.

اگر روند فوت را از ۱۴۰۰ به بعد برازش کنیم، از یک قله شروع کرده‌ایم و روندی کاهشی و کاملاً ساختگی به دست می‌آید — که نقطه تلاقی را ده‌ها سال به تعویق می‌اندازد و نتیجه را وارونه می‌کند.

در این تحلیل، روند فوت از سال‌های غیرکرونایی برازش شده: +۲.۷٪ در سال.

ضمناً سالمندی جمعیت، فوت را سریع‌تر از برازش لگاریتمی بالا می‌برد — پس این برآورد اگر خطا داشته باشد، دیر است نه زود.

یک تناقض در خود فایل. جدول پیش‌بینی جمعیت مرکز آمار رشدی را فرض می‌گیرد که از رویدادهای حیاتی ثبت‌شده بیشتر است. مقایسه‌ی رشد سالانه‌ی پیش‌بینی‌شده با افزایش طبیعی ثبت‌شده، مانده‌ای می‌دهد که رو به بزرگ‌شدن است: از −۸۱ هزار نفر در ۱۳۹۷ به +۱۶۹ هزار نفر در ۱۴۰۴. این مانده یا مهاجرت خالص مثبت را فرض می‌گیرد، یا سناریوی باروری‌ای را که داده‌های ثبتی اخیر تأییدش نمی‌کنند. عنوان خودِ جدول در فایل مبدأ «پیش‌بینی جمعیت کل کشور…» است — یعنی همه‌ی سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۴۱۵ برآوردند، نه فقط ۱۴۰۵ به بعد. این نکته دو پیامد دارد: نخست آنکه واگرایی بالا در سراسر دوره معنا پیدا می‌کند نه فقط در انتهای آن؛ دوم آنکه هر «نرخ در هزار نفر» در این گزارش، رویدادِ ثبت‌شده را بر جمعیتِ برآوردی تقسیم می‌کند و باید با همین قید خوانده شود.

۵ بالا اطمینان بسیار بالا

اندازه‌ی نسل‌های ورودی دبستان از هم‌اکنون کوچک شده است

این مطمئن‌ترین بخش گزارش است، چون درباره‌ی اندازه‌ی نسل به هیچ فرضی درباره‌ی آینده متکی نیست: این کودکان همین حالا متولد شده‌اند. نسل‌های ورودی دبستان تا ۱۴۱۰ از ولادت‌های ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴ می‌آیند که همگی ثبت شده‌اند.

اما «اندازه‌ی نسل» با «ثبت‌نام» یکی نیست: مرگ‌ومیر کودکان، مهاجرت داخلی و بین‌المللی، عدم ثبت‌نام، سن ورود به مدرسه، تکرار پایه و ورود زودهنگام یا با تأخیر، همگی میان این دو فاصله می‌اندازند. پس ارقام زیر اندازه‌ی بالقوه‌ی نسل‌هاست، نه پیش‌بینی دقیق ثبت‌نام. جهت و بزرگی فشار قطعی است؛ رقم دقیق نه.

نسل‌های ورودی دبستان تا ۱۴۱۰ حدود یک‌سوم کوچک می‌شوند

میلیون دانش‌آموز · پایه‌های ۱ تا ۶

ورودی کلاس اول ۴۱.۶٪ کوچک‌تر می‌شود

هزار نفر · ولادت‌های شش سال پیش‌تر

و همین موج، ۱۵ سال بعد به بازار کار می‌رسد: نسل متولد ۱۴۰۴ که در ۱۴۱۹ به سن ۱۵ سالگی می‌رسد، ۴۲٪ کوچک‌تر از نسلی است که در ۱۴۱۰ به این سن رسید. این عدد از هم‌اکنون قفل شده است.

ترک تحصیل روی متوسطه دوم متمرکز است

ثبت‌نام به‌ازای هر پایه تحصیلی · و شاهدی از آموزش بزرگسالان

ثبت‌نام به‌ازای هر پایه از ۱٬۵۴۷ هزار در ابتدایی به ۱٬۳۱۱ هزار در متوسطه اول (−۱۵.۳٪) و ۱٬۰۴۲ هزار در متوسطه دوم (−۲۰.۵٪) می‌رسد.

احتیاط: بخشی از این کاهش اندازه‌ی نسل است نه ترک تحصیل — دانش‌آموزان ابتدایی امروز متولد موج ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۸‌اند و متوسطه دومی‌ها حدود ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۹، و این فایل ولادت پیش از ۱۳۹۵ ندارد. پس این دو را نمی‌توان اینجا از هم جدا کرد.

اما آموزش بزرگسالان جای خروج را لو می‌دهد: ۴۱۷٬۱۴۸ نفر در متوسطه دوم بزرگسالان در برابر تنها ۲۱٬۸۳۵ نفر در متوسطه اول — نسبتی نوزده برابری. هر سهمی که اثر نسل داشته باشد، نقطه‌ی ترک‌تحصیل‌و‌بازگشت روی متوسطه دوم متمرکز است؛ یعنی دقیقاً سنین ۱۵ تا ۱۷ سال که نرخ بیکاری ۱۵ تا ۲۴ را تغذیه می‌کند.

پس چه باید کرد؟ برنامه‌ریزی ظرفیت مدارس، تربیت معلم و ساخت‌وساز آموزشی باید از امروز بر مبنای این ارقام بازنگری شود، نه پس از خالی شدن کلاس‌ها. ظرفیت آزادشده در نظام آموزشی فرصتی برای ارتقای کیفیت به‌ازای هر دانش‌آموز است — به شرط آنکه بودجه به‌جای کاهش، بازتخصیص یابد.

۶ متوسط اطمینان متوسط — تک‌مشاهده

هشدار تازه: بهار ۱۴۰۵ روند را برگرداند

آخرین مشاهده‌ی موجود در کل دیتاست، وخامت معناداری نشان می‌دهد. مقایسه فصل‌به‌فصل مشابه انجام شده تا اثر فصلی خنثی شود.

بیکاری جوانان در یک سال ۳.۷ واحد بالا رفت

درصد · مقایسه فصل مشابه

چرا این بار فرق دارد

تمایز وخامت واقعی از اثر مشارکت

برخلاف روند نُه‌ساله‌ی بخش ۱، اینجا بیکاری بالا رفته در حالی که مشارکت تقریباً ثابت مانده (۴۱.۲٪ ← ۴۰.۷٪).

یعنی این افزایش، محصول ورود و خروج از بازار کار نیست — وخامت واقعی است.

تعداد مطلق بیکاران در یک سال از ۱٬۹۸۱ هزار به ۲٬۴۶۴ هزار رسیده: افزایش ۲۴.۴٪. بیکاری جوانان در بهار ۱۴۰۵ بدترین رقم از ۱۴۰۱ تاکنون است.

احتیاط: این یک مشاهده‌ی فصلی است و ممکن است نوسان موقت باشد. باید در فصول بعدی پایش شود، اما به‌عنوان علامت هشدار جدی است.

۷ متوسط اطمینان بالا

جابه‌جایی ساختاری: کشاورزی شغل از دست می‌دهد

سهم بخش‌ها از اشتغال به‌آرامی جابه‌جا شده، اما نکته‌ی مهم در سرشمار است نه در سهم.

سهم خدمات ۳ واحد بالا رفت، کشاورزی ۴ واحد پایین

درصد · ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۴

کشاورزی تنها بخشی است که شغل از دست داد

درصد تغییر ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۴ · نه سهم، بلکه سرشمار

خدمات ۱٬۸۹۷ هزار شغل خالص اضافه کرد و صنعت ۹۵۷ هزار، اما کشاورزی ۵۸۲ هزار شغل از دست داد. کل اشتغال کشور در همین دوره ۲٬۲۹۷ هزار رشد کرد.

کشاورزی ۵۸۲ هزار شغل از دست داد

هزار شاغل

در حالی که کل اشتغال کشور ۱۰.۲٪ رشد کرد، اشتغال کشاورزی ۱۴.۴٪ کاهش یافت. کشاورزی تنها بخشی است که در یک دوره‌ی رشد اشتغال، شغل از دست داد.

این با کاهش مطلق جمعیت روستایی هم‌راستاست، و با اینکه مشارکت روستایی سریع‌تر از شهری افت کرده (−۳.۸ در برابر −۲.۲ واحد).

جمعیت روستایی در هر سالِ پیش‌بینی کاهش می‌یابد

هزار نفر · ۱۳۹۶ تا ۱۴۱۵ — کل جدول «پیش‌بینی» مرکز آمار است

جمعیت روستایی در هر سالِ این بازه کاهش می‌یابد — از ۲۰٬۷۴۹ به ۱۸٬۲۰۳ هزار نفر (−۱۲.۳٪). این تنها زیرجمعیتی است که در پیش‌بینی رسمی، رشد منفی پیوسته دارد.

شهرنشینی تا ۱۴۱۵ به ۸۰.۱٪ می‌رسد

درصد جمعیت ساکن مناطق شهری

شهرنشینی از ۷۴.۴٪ (۱۳۹۶) به ۸۰.۱٪ (۱۴۱۵) می‌رسد — بر پایه‌ی جدولی که خودش «پیش‌بینی» است.

ولادت، فوت، مهاجرت و بازتعریف محدوده‌های اداری همگی می‌توانند در این جابه‌جایی سهم داشته باشند، و جدول‌های موجود این اجزا را از هم تفکیک نمی‌کنند. پس نمی‌توان سهم هیچ‌یک را از این داده نتیجه گرفت.

✳ جمع‌بندی

سه روند که به هم قفل شده‌اند

بند سوم، بزرگ‌ترین ذخیره‌ی بند دوم است — و بند دوم، بخشی از زمینه‌ی بند اول.
۱

ازدواج فرو ریخت، ولادت به دنبالش

ازدواج −۳۸.۷٪، ولادت −۴۱.۶٪، با همبستگی وقفه‌دار ۰.۹۵ روی ۸ تا ۱۰ مشاهده — هم‌راستا، اما نه اثبات علیت. اندازه‌ی نسل‌هایی که تا ۱۴۰۴ متولد شده‌اند دیگر تغییرپذیر نیست.

۲

بازار کار متوقف است، نه در حال بهبود

نسبت اشتغال در نُه سال بی‌تغییر ماند. اشتغال حدود ۲.۳ میلیون نفر رشد کرد، اما جمعیت در سن کار سریع‌تر — و افت مشارکت، بخش عمده‌ی کاهش نرخ بیکاری را توضیح می‌دهد. نرخ بیکاری به‌تنهایی تصویر ناقصی می‌دهد.

۳

ذخیره‌ای که به کار گرفته نمی‌شود

زنان ۵۱.۹٪ دانشگاه و ۱۴.۹٪ اشتغال. رساندن مشارکتشان به تنها ۲۰٪، حدود ۲.۲ میلیون نفر به عرضه‌ی نیروی کار می‌افزاید — هم‌مقیاس با کسری بند دوم، اما تحققش به تقاضای متناظر و اقدام‌های مکمل وابسته است.

۴

و حلقه بسته می‌شود

بازار کاری که جوانان را جذب نمی‌کند — بیکاری ۱۵ تا ۲۴ ساله‌ها ۲۰.۳٪، و برای زنان جوان ۳۳.۲٪ — بعید است تشکیل خانواده را تشویق کند.

بینشبزرگیاطمینانقابلیت اقداماولویت
۱ · توهم آماری کاهش بیکاری۳۳۳۹ · بحرانی
۲ · ظرفیت استفاده‌نشده زنان۳۳۳۹ · بحرانی
۵ · کوچک‌شدن قطعی نسل‌های ورودی دبستان۳۳۲۸ · بالا
۳ · فروپاشی زاداری از مسیر ازدواج۳۳۲۸ · بالا
۴ · صفر شدن رشد طبیعی جمعیت سناریو۳۲۲۷ · بالا
۶ · هشدار بهار ۱۴۰۵۲۲۲۶ · متوسط
۷ · جابه‌جایی بخشی اشتغال۲۳۱۶ · متوسط
شفافیت

روش‌شناسی، فرضیات و محدودیت‌ها

هر عدد این گزارش از جداول خام مرکز آمار محاسبه شده و کد بازتولیدش در دسترس است.

مسیر تحلیل

  • استخراج: ۱۸ جدول tidy از شیت «جمعیت و نیروی انسانی» با پایتون و openpyxl.
  • ممیزی کیفیت: آزمون جمع‌پذیری درونی، تطبیق بین‌جدولی نرخ‌های منتشرشده با ارقام خام، اعتبار دامنه، هویت‌های منطقی، و تشخیص پرت با روش IQR روی تغییرات سالانه.
  • تحلیل: تجزیه‌ی شاخص‌ها، سناریوی خلاف‌واقع، همبستگی وقفه‌دار، شاخص ناهمسانی دانکن، و برون‌یابی روند لگاریتمی-خطی با تحلیل حساسیت.
  • نمودارها: بدون هیچ کتابخانه‌ی بیرونی؛ SVG تولیدشده در خود صفحه. پالت رنگ با اعتبارسنجی کوررنگی آزموده شده.
  • عنوان هر نمودار، یافته‌ی آن است نه نام شاخص. نام شاخص و واحد در زیرعنوان می‌آید. هدف این است که خواننده با یک نگاه بداند نمودار چه می‌گوید.
  • رنگ فقط جایی که معنا دارد: در نمودارهایی که یک سری «موضوع» است و بقیه زمینه (مثل بیکاری جوانان یا مشارکت زنان)، سری اصلی رنگی و بقیه خاکستری‌اند؛ هویت هر خط را برچسب انتهایی‌اش حمل می‌کند نه رنگش.

چرا این صفحه فیلتر و بازه‌ی زمانی تعاملی ندارد

  • این یک روایت تحلیلی است، نه داشبورد پایش عملیاتی. هر بخش یک ادعای مشخص می‌کند و شواهدش را نشان می‌دهد.
  • بازه‌های زمانی اینجا بخشی از استدلال‌اند، نه تنظیمات نمایش: مقایسه‌ی ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۴ عمداً کل دوره‌ی موجود است، و اگر خواننده بتواند بازه را کوتاه کند می‌تواند ناخواسته نتیجه را وارونه نشان دهد.
  • به‌جای فیلتر، هر نمودار دکمه‌ی «جدول» دارد که داده‌ی خامش را نشان می‌دهد، و کد بازتولید همه‌ی ارقام همراه پرونده ارائه شده است.
  • داده ایستا و سالانه/فصلی است؛ نرخ به‌روزرسانی معنا ندارد و تازگی داده در پاورقی ذکر شده.

منبع داده

  • فایل مبدأ: «شاخص‌های کلان اقتصادی و اجتماعی کشور»، شیت «جمعیت و نیروی انسانی»، مرکز آمار ایران، انتشار مرداد ۱۴۰۵ — amar.org.ir/statistical-information/statid/58216
  • مراجع اولیه‌ی جداول: مرکز آمار ایران · سازمان ثبت احوال کشور · وزارت آموزش و پرورش · وزارت علوم، تحقیقات و فناوری.
  • مسابقه: tahlilgary.com/gdc1

نحوه استفاده از هوش مصنوعی

  • کجا استفاده شد: ایده‌پردازی روایت و ساختار صفحه، نگارش کدهای پایتون (استخراج، ممیزی، تحلیل) و HTML/CSS/JavaScript نمودارها، ویرایش متن فارسی، و بازبینی انتقادی نتیجه‌گیری‌ها.
  • ابزارها: Claude برای تولید تحلیل و طراحی صفحه؛ GPT و GLM در نقش بازبین مستقل که ادعاهای بیش‌ازحد قاطع و اشکالات بازتولیدپذیری را فهرست کردند و بر پایه‌ی گزارش آن‌ها این نسخه بازنویسی شد.
  • کجا استفاده نشد: هیچ رقمی از هوش مصنوعی «پرسیده» نشده است. همه‌ی اعداد این صفحه از فایل رسمی محاسبه شده‌اند و با اسکریپت verify_dashboard.py به‌صورت خودکار در برابر داده‌ی مبدأ بازآزمایی می‌شوند.
  • مسئولیت: انتخاب پرسش‌ها، تأیید روش‌ها، و مسئولیت تمام تفسیرها و نتیجه‌گیری‌ها بر عهده‌ی شرکت‌کننده است.

فرضیات و محدودیت‌ها

  • این تحلیل توصیفی و تشخیصی است، نه علّی. همبستگی ازدواج-ولادت رابطه‌ی علّی را اثبات نمی‌کند، هرچند ترتیب زمانی با آن سازگار است.
  • سهم زنان از اشتغال (۱۴.۹٪) برآوردی است، نه رقم منتشرشده: از ضرب نسبت اشتغال تفکیک‌شده در ساختار جنسی جمعیت. صحت‌سنجی: خطای ۰.۸٪ نسبت به کل منتشرشده.
  • سناریوی بیکاری ۱۵.۷٪ کران بالاست و فرض می‌گیرد همه‌ی افراد کسریِ سناریو بیکار می‌بودند. رقم واقعی بین ۷.۵٪ و ۱۵.۷٪ است؛ بخشی از افت مشارکت جمعیتی است (ترکیب سنی) نه ناامیدی.
  • کل جدول جمعیت ۱۳۹۶ تا ۱۴۱۵ «پیش‌بینی» است، نه فقط سال‌های ۱۴۰۵ به بعد: عنوان خودِ جدول در فایل مبدأ «پیش‌بینی جمعیت کل کشور…» است. بنابراین همه‌ی نرخ‌های خام این گزارش (ولادت و فوت در هزار نفر) رویدادِ ثبت‌شده را بر جمعیتِ پیش‌بینی‌شده تقسیم می‌کنند.
  • عدم‌قطعیت نمونه‌گیری قابل ارزیابی نبود: جداول بازار کار به‌صورت تجمیع‌شده و بدون خطای معیار یا وزن نمونه منتشر شده‌اند، پس معناداری آماری تفاوت‌ها در این گزارش آزمون نشده است.
  • ارقام فصلی هرگز با سالانه مقایسه نشده‌اند؛ همه‌ی مقایسه‌های فصلی، فصل‌به‌فصل مشابه‌اند.
  • بازه کوتاه است (۱۰ نقطه سالانه)، که برازش روند را به مشاهدات منفرد حساس می‌کند.
  • داده‌ی هرم سنی در این فایل موجود نیست؛ نسبت وابستگی و شاخص‌های سالمندی مستقیماً قابل محاسبه نبودند.